
در انتظار سواری بر اسبی، تیز پیماپر نقشxa0 و نگار و زیبا روی نیمکتی از جنس وفا، می نشینم در این جنگل پر از بیم و امید تا امروز تافردا تاهر لحظه که بیایی، تنها خوب می بینم رودخانه و جنگل و دریا کوه و دشت و صحرا حتی گل و گلستان و باغها زمین و زمان و مکان و تمام دنیا روی این سقف منقی پر از نقش و نگار و رنگهای زیبا! آسمان و کهکشان و همه یxa0 ستاره ها همه در انتظارند بارها تابیایی، ببینی این همه منتظر را ، غرق تمنا! xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
ادامه مطلب
از ماهلکه ای بر پنجره مانده استاز تمام آب های جهانقطره ای بر گونه ی توو مرزهاxa0آنقدر نقاشی خدا را خط خطی کردندکه خون خشک شدهدیگر نام یک رنگ استxa0از فیل هاگردنبندی بر گردن هایمانو از نهنگشامی مفصل بر میزxa0فردا صبحانسان به کوچه می آیدو درختان از ترسپشت گنجشکها پنهان می شوندxa0xa0از : "گروس عبدالملکیان"...
ادامه مطلب
از نسیمی دفتر ایام ورق می خوردxa0از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کنxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0 " صائب تبریزی"...
ادامه مطلب
" مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می توانم زندگی می کنم .نباید به پیشواز مرگ بروم، البته اگر یک وقت ناچار با مرگ روبرو شدم که مهم نیست . مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد". xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 "مطلبی کوتاه از کتاب قصه های صمد بهرنگی"...
ادامه مطلب