
xa0در زمانه ایی که فریاد حرف آخر نیستدلم شور شیرین می خواهدو فریاد فرهادوای از این دادتیشه در دست باد استو شیرین در خواب فرهاد7خرداد98 " پروانه فتاحی طاری"...
ادامه مطلب
سرگرم ساده بودن خود بودم که دیدم جهان اطرافم راه راه شد راهم بسته شد و سادگی ازمن خسته شد بی تفاوت میان صفر و یک قدم زدم . xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 از کتاب ... زود است .xa0xa0 پایی...
ادامه مطلب
xa0مجموعه شعرxa0xa0 "... زود است" اثر پروانه فتاحی طاری مراکز فروش کتاب : xa0 انتشارات بهجت .xa0 تهران . خ ولیعصرxa0 دو راهی یوسف آباد . شماره 804 xa0 xa0کتابفروشی میلادxa0 : خ شریعتی بالاتر از میر داماد روبروی ایستگاه مترو شریعتی شماره1269...
ادامه مطلب
کتاب " ...زود است :از اشعار سالهای 82 تا 96 پروانه فتاحی طاری می باشد. این مجموعه شامل پنج دفتر و هر دفتر سرآغاز ی دارد که در آن سر آغاز از نام های اشعار همان بخش متنی موضوعی تهیه شده است باتوجه به عنوان شعر ها با آوا و ریتم زندکی انسانها توام شده، دفتر اول دوباره آغاز نام دارد و باتوجه به امیدها و آرزوهای انسانهای پیرامون ماست . دفتر دوم دوباره آغاز نام دارد مضمون آن امیدها و آرزوها هاست. دفتر سوم پیراهنی از عشق نام دارد در این دفتر مضامین عاشقانه جریان دارد ...
ادامه مطلب
در سایه سار هستی می سوزم از آفتاب دلم که خود آتشی شده و خاکستری نیست تا خاموش سازد دل دیوانه ام xa0 از " پروانه فتاحی طاری"...
ادامه مطلب
آتش نشانان می دانند راهی را که میروندو xa0هر گامی که بر می دارند بسوی حادثه ای، می تواند راهی بی بازگشت باشد اما می روند بدون هیچ واهمه ایی و جاودانه بودن ، انتهای خلوصشان است. xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 از" پروانه فتاحی طاری " ...
ادامه مطلب
دانی که چرا خروس سحری با شوق کند همی نغمه گری کز عمر بهاری گذشت و شد بهار دگری سال نو مبارک xa0...
ادامه مطلب
ای عشق بهار رسید و مهر رسید و شکوفه بردمید زمین نفس کشید و دشت پراز طراوت شد پرنده سوی آسمان پرید روح بال و پر گرفتxa0 پروانه وار سوی طبیعت پرید و خروس سحری با نغمه های دیگری گفت قولی قو قو حاجی فیروز خبری از بهار بگو حاجی فیروز با ساز و نوا شاد وپیروز گذشت از کوچه ها توی هر کوچه ای نوید غنچه ها را داد عشق از دریچه ی مهر و وفا خبر شوق گلبوته ها را داد و خروس سحری با اذان دگری راه و رسم رسیدن تا مرز فرشته ها را داد xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 سالی پر از شوق و امید . مهر و وفا . گل...
ادامه مطلب
ساده و صمیمی مثل بچه ها شوروی تخته سنگی از جنس حریر بشین و توی رویا، سوی دریاها شو وقتی ابرا دارند می بارند دلتو بسپار به بارون عاشق فرشته ها شو شب که شد ستاره ها رو بشمار روی تیله ی ماه سر بخور ، برس بخورشید سوار اسب پریاشو کم کمک بیا بیرون سربکش از رویاهای ناتموم ساده شو سادگی خیلی قشنگه سایه ی همسایه ی بچگیها شو xa0رنگ حوض قدیما ، پر از پولکای رنگ وارنگه رنگ نور ، رنگ بلور , رنگ حضور قصه ها شو xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
ادامه مطلب
در انتظار سواری بر اسبی، تیز پیماپر نقشxa0 و نگار و زیبا روی نیمکتی از جنس وفا، می نشینم در این جنگل پر از بیم و امید تا امروز تافردا تاهر لحظه که بیایی، تنها خوب می بینم رودخانه و جنگل و دریا کوه و دشت و صحرا حتی گل و گلستان و باغها زمین و زمان و مکان و تمام دنیا روی این سقف منقی پر از نقش و نگار و رنگهای زیبا! آسمان و کهکشان و همه یxa0 ستاره ها همه در انتظارند بارها تابیایی، ببینی این همه منتظر را ، غرق تمنا! xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
ادامه مطلب
از ماهلکه ای بر پنجره مانده استاز تمام آب های جهانقطره ای بر گونه ی توو مرزهاxa0آنقدر نقاشی خدا را خط خطی کردندکه خون خشک شدهدیگر نام یک رنگ استxa0از فیل هاگردنبندی بر گردن هایمانو از نهنگشامی مفصل بر میزxa0فردا صبحانسان به کوچه می آیدو درختان از ترسپشت گنجشکها پنهان می شوندxa0xa0از : "گروس عبدالملکیان"...
ادامه مطلب
کاش! هیچ کس غم نون خوردن نداشتxa0کاش ! می شد برای هر فقیری یه تنور گرم گذاشتکاش ! زندگیxa0عاشق چیز دیگه ایxa0xa0جز شادی و شور نبودxa0xa0کاش ! روی هیچ شاخه درختیxa0کنه و بیماری و سم نبودکاش! گلهای پروانه ایxa0xa0xa0شوق پرواز داشتندxa0تو نگاه پاکشون یه عالم راز داشتندxa0کاش مثل قدیمxa0 ندیماxa0xa0شهاب بود و کرم شبتابی نبودxa0xa0کاش بچه های شیطون محله هابجای تیر و کمونشونxa0xa0به سوی پرنده هاxa0باد بادک هاشونxa0 می رسیدxa0 اون بالاهاxa0بالای ستاره هاxa0xa0xa0xa0چی می شد بدی نبودxa0؟توی هیچ قصه ای د...
ادامه مطلب
زندگی جاویدانxa0لحظه های خوب ماستxa0زندگی، کش و قوسxa0xa0رنگین کمان قصه هاستxa0زندگی بال و پر رنگی پروانه هاستxa0زندگی شوق غریب نگاه من و ماستxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0از " پروانه فتاحی طاری "...
ادامه مطلب
عشق مفهوم بزرگ زندگیستxa0عاشقی در زندگیxa0xa0دیرینه گیستxa0شطرنج عاشقیxa0xa0از ترس کیش ومات زندگیxa0خسته ، اماxa0روی شط زندگی در زورق آزاده گیستxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ازxa0 " پروانه فتاحی طاری "...
ادامه مطلب
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بی بازگشت بگذاریم، ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟ xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 از م. امید....
ادامه مطلب
بزرگراهم من، بزرگراهی دراز ، سفید، پر پیچ وخم هرکرانه دریا را به کرانه دیگر می پیوندم و مردم را به مردمانی دیگر: ستون فقرات زمینم من xa0 سینه ی تپه ها را به آرامی می پیمایم و آن گاه، تند و چالاک فرود می آیم به نقطه ای متروک. بر فراز رودخانه و دریاچه گام برمی دارم- می گذارم از بین دشت و مزرعه و شهر و شن ها و گرمای سوزان بیابان. با خنده ی جویبار می خندم وبا درختان کنار راه می گریم که قامتشان از باد خمیده و شکسته است....
ادامه مطلب